خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





عیدقربان و عروسی

    عروسیه خواهرزاده ام دوشنبه روزعیدقربان بود. همه چی خیلی خوب بود و خوش گذشت.

    مهدی صبح زود رفت کمک خواهرش که اسبابکشی داشتن. منم خونه رو تمیز کردم و صوبونه خوردم. ساعت11آرایشگرمون اومد. آرایشگرمون میگفت اول میکاپ بعد شینیون ولی ما ازش خواستیم اول شینیون انجام بده بعد از نماز ظهر میکاپ. میگفت این خلاف اصول آرایشگریه ولی باشه.

    من هفته قبلش موهامو هایلایت کردم. یه مدل شینیون و میکاپ هم انتخاب کردم که واقعا قشنگ شد.

    ساعت7هنوز کاره خواهرشوعره خواهرم مونده بود. دیگه اونا موندن تا کارشون تموم شه و ما به همراه خواهرک اینا رفتیم سالن عروسی.

    یه ساعت اول بزن و برقص داشتن، یه ساعت بعد هم دو دف زن دعوت کرده بودن که البته با همونا هم رقص ادامه داشت.

    عروسمون خیلی خیلی ناز شده بود. لباسش واقعا شیک بود، آرایشش هم عالی، فقط رقصین بلت نبود اووونقده بهش اصرار کردیم که وسط حلقه مون واستاد و بشکن میزد و میرقصید. وقتی یادم میومد این عروس خانم یه روز تو بغل ما بوده و بچگیش یادم میومد اشک تو چشام حلقه میزد. با این احساساتم من مامان شم چطوری بچه هامو عروس یا دوماد کنم؟!!!

    بعده عروسی مراسم عروسکشون داشتیم. رفتیم خونه مادره عروس واسه خدافظی عروس. بعدش هم عروس رو رسوندیم خونه اش.

    تک دخترمون رو دادیم رفت. ان شاالله خوشبخت و عاقبت بخیر بشن.

    دختره بعدی ان شاالله نی نی تو دلی خواهرمه که یکشنبه میره تست آمینوسنتز. خدایا به حق این اعیاد و روزای عزیز دلمون رو شاد کن و نی نی صحیح و سالم باشه.


    این مطلب تا کنون 7 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : عروس ,شینیون ,میکاپ ,خونه ,خیلی ,یادم میومد ,
    عیدقربان و عروسی

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده